تبليغاتX
Sir.Chocolate
چشات خیس میشن موهام سفید...



پ.ن: نگام نکن اونجوری مادر قبه من باید نیگات کنم تو باس بشینی جلو آینه فقط یا دستات باز بخوابی من مردم من باید نیگا کنم...


برچسب‌ها: آینه ها دوست نبودن توان
+ در  سه شنبه 1390/10/27ساعت 4:24    

میخندی دیگه ژلوفنا تو جیبم نیستن گوشه کابینتان...

+ در  سه شنبه 1390/10/27ساعت 4:20    

لعنت به هرچیزی که باعث میشه سریعتر حاضر شی...لعنت به زیپ لعنت به کتونی چسبی...

+ در  دوشنبه 1390/10/12ساعت 3:19    

از هوش رفتم و وقتی چشامو باز کردم که خون آلود و پیچیده شده تو یه پارچه دادنم به پدرم...
+ در  سه شنبه 1390/09/15ساعت 5:33    

همه خط چینای زندگیم یه روز میشه دوباره هش سالم میشه میشه اون سالی که تازه رفتیم اون شهر تخمیی من و هیچ دوستی ندارم...نشستم دارم با مداد قهوه‌ای پرررنگم همتونو به هم وصل میکنم...اون روز دیگه بیست و دوسالم نیس کوچیکم...

دورم پر از کاغذه...پر از مداد و من  مهدی ترین لحظه‌ی زندگیمم...


پ.ن:مزاحمم نشین آینه ها من کلی کار دارم کلی خط دارم...

+ در  سه شنبه 1390/09/15ساعت 5:31    

تمام خنده های الکی مال من بشین امشب...امشب من بیست و دوسالم شد امشب اینجام سه سالش شد...
+ در  چهارشنبه 1390/09/02ساعت 2:7     | 

پاهاي نرم تو، پاهاي داغ من...

دست ظريف تو در فاق داغ من...آن سينه هاي تو......آن سينه هاي تو...

 

 

پ.ن: بخواب...

+ در  شنبه 1390/08/14ساعت 18:3    

میوه‌ی ممنوعه "تن"بود...تن...



پ.ن: تن تو؟

+ در  چهارشنبه 1390/07/13ساعت 2:45    

1.با محسن و مهسا و مارال و حامد و سهیل ومسود ومهناز و سمیرا نشستیم داریم فیلم میبینیم...مهسا تو آشپزخونه داره چایی میریزه بیاره که یه دفه جیف میزنه ای وای و همینجوری که داره زیر لبش هی تن تن میگه ای ای وای ای وای اوی ای وای میدوئه سمت دسشویی...هیشکی از جاش تکون نمیخوره انگار نه انگار...یه دفه حامد دم گوش سهیل یه چی میگه سهیلم بلن میخنده...میره اتاق یه دفه از اتاق و لخت و در حالی که فقط شرتش پاشه میاد بیرون   لبه های نوار بهداشتی‌ام زده بیرون از پشت شرتش و هی داره ادا مهسا رو در میاره ...:)


2.همه ساری‌ان و تهران منم و سمیرا و سهیل تو خونه فقط...شب میشه بعد فیلم . قلیون و اینا میریم بخوابیم...من تو اتاق محسن...سهیل و سمیرام تو اتاق سمیرا...دراز کشیدم رو تخت که خوب صداشون در میاد طبق دو سه شب گذشته...صدا ماچ و بوس و آه و اینا که یه دفه سمیرا بلند میزنه زیر خنده...بلند داره میختده همینجوری به سهیل اس ام اس میزنم که به چی دارین میخندین بیشورا خوابیدیما...جواب میده که هیچی ادا تورو در آوردم الان مردیم از خنده...خندم میگیره سعی میکنم بخوابم در حالی که هی صداشون میاد که با لحن من دارن میگن مییخوااام نیاااای...


3.شب 6ام عیده مسود مهناز کردانن،سمیرا و محسن ساری‌ان...منم و سهیل فقط...حوصله مون سر رفته سهیل میگه بذا زنگ بزنم عرق بیارن بابا مردیم...زنگ میزنه میارن...شروع میکنیم به خوردن و سیگار...یه دو ساعت بعد جفتمونم گوز...سهیل میگه دلم شمال میخواد منم میگم:منم...میگه پاشو بریم ساری میگم کوجا بریم؟ میگه پاش بریم ساری پیش سمیرا اینا یه شب بمونیم فردا برمیگردیم...میگم باشه...بدون اینکه به کسی خبر بدیم را میفتیم...چت و مست...سهیل با ابی داد میزنه 5 دیقه یه بارم میگه سیگار بده...


4.نشستم تو خونه موبایلم زنگ میخوره...سهیله...ورمیدارم با همون ته لهجه ی قزوینیش میگه چطوری حرامزاده‌ی بزرگ؟ خوبی؟ آغا بعله رو گرفتما ماه دیگه رسما میرم خواسگاری سمیرا...

سهیل خوشاله...سهیل خوبه

ما خوبیم...



   

     پ.ن:برا  سهیل و همه‌ی فوش دادنای دوس داشتنیش

      پ.ن: برای ما...



+ در  سه شنبه 1390/07/05ساعت 22:53    

دیدی میخوای رو شیکم دراز بکشی راست میکنی...

+ در  شنبه 1390/06/26ساعت 23:15    

دردم میای...

+ در  پنجشنبه 1390/06/24ساعت 23:35    

یا من بوت کنم من باهات بخوابم من نیگات کنم تو بزن زیر گریه سر دلت واشه به درد و دل کن منم با اکراه ولی راضی نیگات کنم بیا تموم شیم بیا 87شه...

یا بشین ا کتابایی که تازه خوندی بگو بیا بشین راجب مامانت غر بزن بیا باهام دعوا کن بیا بیلیط هارو تو رزرو کن بیا بشه 12 فروردین بیا بریم همدان بیا هی گیر بده سپیده کیه بیا...بیا بریم بیرون بیا بریم جشنواره آش بیا مسموم شو ببرمت دکتر بیا بریم خونه مریم اینا بیا بشه 5 تیر بیا بریم نمایشگا کتاب بیا با اشکان دعوا کن من آرومت کنم...

بیا بریم ابهر دنبال مسود اینا بیا هیروز ببینیم بیا بریم عطر بخریم بیا بت یاد بدم چه جوری دود سیگارو میدن تو بیا سرفه کن بیا سرد باش همیشه سردی آخه تو تو ذاتته سرد بودنت بیا تو راه بانه تصادف کنین نصفه شب زنگ بزن اشتبا اتاق مامان اینا بیا بریم کون اسکی بیا بشین شاکی بیا بشه 13مهر ...

یا جلو اون دانشگا کذایی دنبالم بیا همیشه شاکی باش از تیشرتای رنگ تیرم بیا بریم با فواد اینا بیرون بیا مسخره کن فواد و بیا برو باکو بیا بریم گاوازنگ بیا بیام دنبالت استخر قیافه رنگ پریده تو ببینم بیا تموم شیم بیا تموم شم ...یا فریدونکنار شو بیا سگ شدنای بعد ظهرت شو بیا پریـود شو داد منو در بیار بیا به گه خوریای بدش بیف بیا بریم باراجین بیا با بدبختی بیارمت بالا بیا دانهیل شو بیا نیا بیا نیام بیا هیچی نشیم بیا دیگه نیگا نشیم بیا سه نقظه شه تموم شه...


بیا تموم شه...

+ در  جمعه 1390/06/18ساعت 0:53    

به دستات رسیدم شب بود،بیدار نشدم دیگه...

+ در  چهارشنبه 1390/06/09ساعت 10:34    

رفتن از آدم "تو" میسازه...

+ در  شنبه 1390/06/05ساعت 9:59    

وقتی حرف میزنی من میگم:ممممم...این نیس که گوشت نمیدم اینه که میخوام نیگات کنم...میخوام حرف زدنتو نیگا کنم...

+ در  جمعه 1390/06/04ساعت 4:50